مسعود خیام و پیش نهاد خطِ فنی " فارسی" او
به هیچ وجه. اگر یک خیابان کشش خود را از دست بدهد یا کارآییاش کم شود و شما ناگزیر شوید آن طرفتر یک جادهٔ جدید یا بزرگراه بکشید خیابان قبلی را دور نمیاندازید یا تعطیل نمیکنید. در ضمن شما هرگز احساس نمیکنید به خیابان قبلی توهین شده است. در هر حال خیابان قبلی با همهٔ کاستیهایش هنوز خدمات ضروری ارائه میکند. به عنوان مثالی خارج از خط میتوان به جادهٔ قدیم کرج اشاره کرد که هنوز هست و کاربرد خاص خود را نیز دارد! خط کنونی فارسی برای مصارف خاص خود از جمله ادبیات کلاسیک که با همین خط به وجود آمده و برخی مصارف کنونی کاربرد خود را حفظ خواهد کرد. در نهایت شما دو خیابان خواهید داشت. در حال حاضر ژاپنیها سه خط رایج دارند.
گویا این داستان قدیمی است و هر چند سال یک بار سر و کلهاش پیدا شده، بعد از مدتی به فراموشی سپرده میشود. اصلاً داستان از کجا شروع شد؟
هرچند توجه به خط و بحث انتقادی آن پیشینهای هزارساله دارد اما آنچه ضرورت توجه به «خط فنی» را برانگیخت از حدود یک قرن پیش آغاز شد. از زمانیکه به ویژه با ورود دانشهایی مانند فیزیک، شیمی، ریاضیات نوین و هنرهایی مانند نتنویسی موسیقی و آوازها و همچنین خطی که برای ثبت حرکتها در ورزشهایی نظیر شطرنج مورد استفاده قرار گرفت، مشکلات خط راستنویس کنونی فارسی را نمایان کرد و پیشکسوتان بحث خط به چارهجویی پرداختند. البته چون ارادهٔ حاکمان وقت جلب نشد کار به جایی نرسید. امروز با توجه به «انقلاب فنی» مخابرات و پدیداری حروفچینی کامپیوتری و ایمیلها و پیامکها و مانند آن ضرورت بازنگری خط کنونی فارسی و چارهجویی و تدبیر «خط فنی» دو چندان شده است. در حال حاضر جامعهٔ جوان منتظر نمانده و «فینگلیش» را پدید آورده و «فارگلیسی» صحبت میکند.
شما ویژگیهای زیر را برای خط ایدهآل برشمردهاید و آنها را مبنای «خط فنی فارسی» قرار دادهاید؛
۱- هرصوت به کار گرفته شده در زبان را یک و فقط یک حرف الفبا نمایندگی کند و بالعکس، هرحرف الفبا به یک و فقط یک صوت در زبان دلالت کند.
۲- هر مصوت با یک و فقط یک حرف در زنجیرهٔ خط نمایش داده شود.
۳- تمام حروف و حرکات از نظر شکل در ماتریسهای مساوی، ترجیحاً مربع، جا بگیرد به طوریکه خط بتواند مانند جدول کلمات متقاطع عمل کند.
۴- جدانویس باشد.
۵- از چپ به راست نوشته شود.
فکر نمیکنید خط انگلیسی همان خط حاضر و آمادهای است که شما به دنبالش میگردید؟
نه. این یک اشتباه عمومیست. هرچند خط انگلیسی نسبت به خط کنونی ما به خط ایدهآل نزدیکتر است اما زبان فارسی ویژگیهایی دارد که خط انگلیسی قادر به ارائهٔ آن نیست و از طرف دیگر خط انگلیسی کاستیهایی دارد که ما باید از آن بپرهیزیم.
به کدام ویژگیهای زبان فارسی اشاره میکنید؟
مثلاً به صداهای فارسی توجه کنید؛ ا در سه صدای زبر (مانند احمد)، زیر (مانند اسماعیل) و پیش (مانند ارد، پادشاه اشکانی). یا آ در کلماتی مانند آذر وای در این. و همچنین او در کلماتی مانند دو و جلو. و همینطورای در کلمهای مانند میدان. اولاً در مورد این چند صدا بین استادان اختلاف نظر هست. ثانیاً از بین بیست و شش حرف الفبای انگلیسی کدام حروف را برای کدام صدا پیشنهاد میکنید؟ کسرهٔ اضافه را چه کنیم؟
وقتی صحبت از کاستیهای خط انگلیسی میکنید آیا میخواهید خط انگلیسی را نیز اصلاح کنید؟
نمیدانم این را شوخی بردارم یا متلک؟ ما را به اصلاح خط آنان چه کار؟ آنان خود هفت کل را کلاه و هفت کور را عصایند. بگذارید ما کلاه خودمان را سفت بچسبیم تا باد کل بودنمان را بر سر بازار جار نزند. اما توجه به هر خطی از جمله خط انگلیسی، اگرچه وقت میبرد، میتواند برای رسیدن به خط ایدهآل راهگشا باشد.
اگر ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید.
بسیار خوب. فرض کنیم، فقط فرض کنیم که ما الفبای انگلیسی را برای کار خود برداشتهایم. در این صورت باید فقط یک صورت آن را انتخاب کنیم و از حروف کوچک یا ریز آن به خاطر مشکلاتی مانند کرسیها و عرض حروف بپرهیزیم.
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
اگر شما ماتریس یا جعبهای را در نظر بگیرید که این حروف را جاسازی کند میبینید که شکل حرف نهم یعنی I به هیچ وجه مناسب نیست. در واقع عرض آن کم است. حرف دهم نیز مشکل دارد. مقایسه دو حرف سیزده و چهارده یعنی M و N نیز نشان میدهد که حرف سیزدهم به عرض بیشتری نیاز دارد. همین گونه است حرف بیست و سوم یعنی W. شباهت بیش از حد دو حرف پانزدهم و هفدهم یعنی O و Q نیز به هیچ وجه مطلوب نیست. در مورد حروف کوچک یا ریز مشکلات چند برابر میشود و یکسره باید از شکل کنونی آن صرفنظر کرد.
مگر حذف حروف کوچک ممکن است؟
نه. نمیشود حذفشان کرد. مقولهٔ فونت به کنار، ما حداقل چهار نوع حرف داریم؛ حروف چاپی در دو شکل بزرگ و کوچک و حروف دست نوشته در دو شکل کوچک و بزرگ. بیاییم اینجا فقط در مورد شکلهای حروف چاپی صحبت کنیم.
خط کنونی انگلیسی در بهترین شکل خود به چهار کرسی افقی نیاز دارد. دو کرسی میانی بالا و پایین برای حروفی مانند s ،u و v. یک کرسی بالا برای حروفی مانند b ،d و f. و یک کرسی پایین برای حروفی مانند g ، j،p و q. البته این مستقل از فونت است و در فونتهای تزئینی تعداد کرسیهای افقی بیشتر هم میشود.
وقتی ما از جعبهها یا ماتریسهای متحدالشکل برای حروف نام میبریم در واقع تعداد کرسیهای افقی را عملاً به دو عدد تقلیل میدهیم. اما در عین حال به مفهوم جدیدی که میتوان آن را «کرسی عمودی» نیز نامید اشاره میکنیم. حروف انگلیسی در شکل کنونی چنیناند:
a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z
کرسیها از مهمترین عوامل تصمیم گیرندهٔ خط به شمار میروند. خط فوق با چهار کرسی افقی نوشته میشود. ما باید سعی کنیم آن را به دو کرسی تقلیل دهیم. برای این کار به حروف مناسب زیر دقت کنید:
a c e i m n o r s u v w x z
البته اینها حروف کوچک کتابیست. حروف کوچک دستنویس حکم دیگری دارد و مثلاً حرف z یعنی آخرین حرف الفبا دارای کرسیهای پایین میشود که مطلوب نیست. نقطهدار بودن حروف به هیچ عنوان مناسب نیست. به حرف چهارم سطر فوق بنگرید. همانگونه که به دو کرسی افقی میتوان اکتفا کرد، خط ایدهآل نیاز به دو «کرسی عمودی» دارد. به طوریکه حروف متن، شبیه جدول کلمات متقاطع زیر هم قرار بگیرند. در عمل هر حرف را باید بتوان در یک چارگوش (مربع یا مستطیل) قرار داد. برای این کار به حروف مناسب زیر دقت کنید:
a c e n o r s u v x z
اگر فقط ۲ دو کرسی افقی داشته باشیم تعداد سطر در صفحه تقریبا دو برابر میشود. اگر کرسیهای عمودی دو تا باشد، مکاننمای کامپیوتر برای پایین آمدن تغییر مسیر نمیدهد. به عرض گ یا ب بزرگ در مقایسه با ب کوچک نگاه کنیم. وقتی کرسیهای عمودی دو تا بشود نظام متن خیلی بالا میرود. به متنهایی که با حروف بزرگ انگلیسی نوشته میشود دقت کنیم.
اکنون به یکی از کلیدیترین نکات خط ایدهآل دقت کنیم. از نظر سهولت آموزش، شباهت حروف کوچک و بزرگ بسیار مطلوب است. یعنی اکنون که ما ناگزیر از طراحی حروف هستیم بهتر است آن را طوری در نظر بگیریم که حروف کوچک شبیه به حروف بزرگ باشند، مانند:
c o s u v x z
به این ترتیب حروف کوچک خط ایدهآل ما پس از در نظر گرفتن شرایط به هفت حرف تقلیل مییابد. اکنون باید سایر حروف کنار گذاشته شده و حروف مورد نیاز جدید را بر مبنای این هفت حرف طراحی کرد. ذبیح بهروز و دیگران تلاش کردهاند به طراحی خط نزدیک شوند که در جای خود میتواند موضوع بررسی باشد.
از طرفی بنابر کاربردهای امروز خط عوامل دیگری را نیز باید در نظر بگیریم؛ در تعریف جدید باید «فاصلهگذاری» را با دقت تعریف کرد. عجالتاً فرض کنیم هر فاصله به اندازهٔ یک حرف باشد. اندازهٔ «نیم فاصله» (در صورت نیاز) نیاز به تعرف پیدا میکند. علائم نقطهگذاری را نیز باید مشخصاً تعریف کرد. در حال حاضر فقط عدد و عدد نویسیست که مشکلی ایجاد نمیکند. البته باید مراقبت کرد که مشابهتهای (صفر) o ,0 و z, 2 و همچنین s ,5 میتواند مشکلساز شود همانگونه که در انگلیسی امروز مشکلساز هست.
با این تفاصیل کار بزرگی باقیمانده است…
بله. چارهای هم نداریم. اگر روشنفکری این سرزمین توان ابداع و تدبیر «خط فنی فارسی» را دارد باید آن را به مرزهای خط ایدهآل نزدیک کند و اگر نمیتواند بهتر است خاموش بنشیند. یادمان نرود که کار ما «تغییر خط» نیست که نیاز به پشتیبانی سیاسی داشته باشد. کار ما ابداع خط فنی فارسیست که کاریست برای فرهنگمندان و فرهیختگان. به راستی مگر جوانها برای خط یأجوج مأجوج پیامکهاشان منتظر اجازهٔ دولت شدند؟ و هنوز قصه به مراتب مفصلتر از این است و داوری شتابزده در زمینهٔ خط به همینجا میرسد که تاکنون رسیده یعنی به «هیچکجای پر آشوب».
ویرایش اولیهٔ این نوشته با ویراسباز انجام شده است.