مردن از تو (برای مارال در کلیدر)

به رازناکی آن چشم های اشک آلود

به آن پرنده که نگذاشتند و پر نگشود

به آن درخت که در زیر تازیانه ی باد

به جز ترانه ی سر سبز زنده گی نسرود

به آن دوبره ٬ به آن طفل های معصومی

که گرگ قسمت شان از میان قصه ربود

به آن پریچه ٬که تنها میان "برکه و نی"

کسی ترانه ی دریا برای او نسرود

گذشتن از تو مرا سخت می شود"مارال"

و مردن از تو مراسخت تر٬مگو بدرود...