" شاعر تويي..."
آیین تو آیینه ندارد به زلالی
سعدی نسروده ست تورا شعرخیالی !
پیغام تورا می دهدم ذره به ذره
خورشیدفروزنده،به تکرار وتوالی
جز دغدغه ی قله ی شوق تو ندارد
مرغی که به خون می تپد از بی پر و بالی
ای رخوت پنهان شده در مستی خیام!
ای منبع الهام خیالات غزالی !
شاعرتویی،آن گونه که از چشم تو پیداست
وین گونه که گل می شکفد بر تن قالی.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۲۶ ساعت 18:51 توسط نبی احمدی
|