سلام دوست ِ من ! زحمتي بكش الان
به دوستان گرامي سلام ما برسان !

سلام سرزده يي، بي تكلف و عريان
زلال مثل غزل ، گرم مثل تابستان
بگو بدون شما حال و روز من تلخ است
دقايقم همه دل گير و خالي از هيجان

به دوستان عزيزي كه از نديدن شان
شبيه زورق سر گشته ام كه در طوفان ؛

نه ! من شبيه درخت ام كه چار فصل ِ تمام
به جاي سرسبزي بر سرم نشسته خزان

بگو چه قدر براي شما دلم تنگ است
چه روز گار بدي دارم از نديدن تان

چه لحظه هاي عزيزي كه با شما بودم
دلم به ديدن تان مي تپد برادر جان !

اگر چه سال "سياه " است و روزگار خراب
ولي تو دوست من ، "سبز" و سربلند بمان !