"مسافر"

تورا بنازم و  آن رنگ و روی بیجاده

غزل نصیب قصیده نشین ، پری زاده!

 

به دل ربودن و رفتار ،سعدی و حافظ

ندیده اند شبیه تو آدمی زاده

 

که در ستایش تو خیل شاعران جوان

نشسته اند به مشق و مدیحه آماده

 

شب است و چشم به راه مسافری که تویی

بگو چه گونه و کی می رسی از این جاده ؟!

 

تو را به زینت و زیور نیاز نیست گل ام !

به آن لطافت و نیکویی خدا داده