یاد پاییز پارسال به خیر

آمدم اصفهان به دیدارت

تا تو را دیدم ونگاه ات را

عاشقانه شدم خریدارت

[] []

بار اول که دیدم ات گفت ام :

چه مبارک ، چه تازه شد فال ام

عید نوروز هم به این خوبی

متحول نمی شود حال ام

[] []

چشم در چشم هم به آرامی

خیره در بهت گنگ دل خو ا هی

به خودم می سپار م ات گفت اند

چشم های ات به رسم هم را هی

[] []

بعد از آن روز باز من ماندم

گوش بر زنگ و چشم در کوچه

به سراغ ام نیامدی دیگر

مرگ بر زنگ ... مرگ بر کوچه...

پاییز۱۳۹۰