یاد پاییز پارسال به خیر...
یاد پاییز پارسال به خیر
آمدم اصفهان به دیدارت
تا تو را دیدم ونگاه ات را
عاشقانه شدم خریدارت
[] []
بار اول که دیدم ات گفت ام :
چه مبارک ، چه تازه شد فال ام
عید نوروز هم به این خوبی
متحول نمی شود حال ام
[] []
چشم در چشم هم به آرامی
خیره در بهت گنگ دل خو ا هی
به خودم می سپار م ات گفت اند
چشم های ات به رسم هم را هی
[] []
بعد از آن روز باز من ماندم
گوش بر زنگ و چشم در کوچه
به سراغ ام نیامدی دیگر
مرگ بر زنگ ... مرگ بر کوچه...
پاییز۱۳۹۰
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ ساعت 13:43 توسط نبی احمدی
|