دکتر!دل مان گرفته،دارو بنویس!

یک نسخه برای دیدن او بنویس!

این جا،ُپر زوزه ی شغال وگرگ است

سرسام گرفته ام ،ار آهو بنویس!

***

دکتر! فرهاد من پیامک باز است

با من-زن عقد کرده اش- ناساز است

او،هرزه وبدزبان ولاشی شده است

دکتر! همه اش زیر سرساناز است.

***

شیرین می گفت: شوهرم دیوانه است

دکتر! فرهاد، مهره ی بی گانه ست

مشکوک به خود فروشی وجاسوسی ست

دکتر!حرکات شوهرم رندانه ست

***

فرهاد،به عشق اول اش شک دارد

جای شیرین،دوتا عروسک دارد

شیرین را قال می گذارد هرشب

او رابطه با بهار وپوپک دارد

***

فرهاد ، هزار دوست دختر دارد

گل نار و بنفشه و صنم بر دارد

شیرین رفته کلانتری، می گوید:

این مرد مگر چه قدر هم سر دارد؟!

***

فرهاد،به جز دغدغه ی تیشه نداشت

جز کندن بی ستون در اندیشه نداشت

فرهاد ، به غیر گپ زدن با شیرین

میلی به کراک و الکل وشیشه نداشت